الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
143
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
معناى غير حقيقى با جواز ارادهء حقيقى . مؤلف : ولى اين اعتراض وارد نيست ؛ زيرا تقابل كنايه و حقيقت از واضحات است ؛ چه آنكه ارادهء معناى حقيقى بهمعناى عدم اراده معناى كنايى است ، بنابراين تقابل آن دو از قبيل تقابل وجود و عدم است . في موقف ضنك المقام ؛ در موقفى تنگ ( رستاخيز ) . ضنك ، يعنى ضيق . بعضى گفتهاند : علت تنگنايى موقف حساب ، كثرت جمعيت و ازدحام مردم است . خداى تعالى مىفرمايد : قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ * لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ؛ « 1 » اى رسول ! بگو : البته تمام خلق اولين و آخرين زنده مىشوند و همه در وعدهگاه روز معين محشر جمع مىگردند . و امور مشتبهة عظام ؛ و سختىهايى همانند . مقصود امور سخت و دشوارى است كه در سختى و فظاعت شبيه يكديگرند . فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَ خَسَفَ الْقَمَرُ * وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ * يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ * كَلَّا لا وَزَرَ * إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ * يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ ؛ « 2 » ( بگو : ) روزى كه چشمهاى خلقان از وحشت و هول خيره بماند ، و ماه تاريك شود ، و ميان خورشيد و ماه جمع گردد ، و در آنروز انسان گويد : كجا مفرّ و پناهى خواهد بود ؟ هرگز مفرّى نيست ، آنروز جز درگاه خدا آرامگاهى هيچ نيست . آنروز آدمى به هرنيك و بدى كه در مقدم و مؤخّر عمر كرده از نتيجهء همه آگاه خواهد شد . فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ * وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً * فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ * وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ ؛ « 3 » به ياد آر چون در صور ( اسرافيل ) يكبار بدمند و زمين و كوهها را برگيرند ، يك مرتبه همه را خرد و متلاشى سازند ، آنگاه روز موعود آن واقعهء بزرگ قيامت واقع گردد ، و بناى مستحكم آسمان آن روز سست شود و سخت درهم شكافد .
--> ( 1 ) . واقعه ( 56 ) آيهء 49 و 50 . ( 2 ) . قيامت ( 75 ) آيات 7 - 14 . ( 3 ) . حاقه ( 69 ) آيات 13 - 16 .